اخیش! بالاخره منم تونستم بعد خیلی خیلی وقت اپ کنم ! هورااااااااااا.
این دخترک ما حسابی مشغولم کرده .از شیرین کاریا و اذیتاش که دیگه نگو .
خلاصه ما هم نمردیم و مامان شدیم .ارزو به دل نموندیم .
مردم لار رو که میدونید .هنوز این بزرگ نشده : ننه جان تا این کوچیکه و همه چی پهنه یکی دیگه هم بیار .
گفتم من که دیگه عمرا پامو بذارم تو اتاق عمل .هر وقت یادم میاد مو به تنم سیخ میشه .
تا ٧ ماه وضعمون خوب بود .اما نمیدونم چی شد بعد هفت ماه جونم در اومد ( چش شزتم )
به هر حال فعلا تصمیم بر اینه که همین یه دونه باشه .به من چه که وقتی من مردم اون تنها میشه .اون دیگه میره دنبال شوهر و بچه خودش .
کسی احیانا اینورا هست که تک فرزند باشه ؟ احساستونو بگین .
دو تا خواهرام دو تا بچه دارن .یکیشون میگه اگه دومی اوردی میکشمت .اون یکی میگه دو تا خوبه .یکی کمه .
شما ها بگین . کی درست میگه .
سلام بعد کلی وقت دوباره اومدم .یعنی تونستم بیام .خب عرض کرده بودم که باردارم و وضعیتم خوب نبود که بیام نت .
الان دو ماهه که نی نی من به دنیا اومده .دختر ناز گل من حسابی برنامه ها رو به هم ریخته بود .الان دیگه درستش کردم .
دوست دارم پله پله از روز زایمان تا روز مرخصی از بیمارستان براتون بنویسم .
دور و ورای عید بود که توی بیمارستان بستری شدم .از همون دقیقه اول حرص من در اومد.حرص که چه عرض کنم تمام محتویات شکم بنده میخواست بریزه بیرون .اخه ما میخواستیم بریم دست به اب .مثلا از قبل یه اتاق ایزوله رزرو کرده بودیم .تا رفیتم تو دستشویی بوی کثافت زد زیر دلمون .یه ذره شلوغ پلوغ کردیم اومدن تمیز کردن ( 
) .خلاصه منو بستری کردن .اینو بگم که بعضی از پرسنل انگار لال بودن .سلام میکردی به زور جواب میدادن .حالا اگه دانشجو بودن میگفتیم طاقچه بالا میذارن اما لاری خودمون یه قری میریخت که انگار پروفسور بخشه.
یه دختره بیسوادی بود توی شیفت شب .شعورش رو توی خونه جا گذاشته بود . اونشبی که زایمان کردم خیلی حالم بد بود .اخه اولین بارم بود که عمل میکردم .
اخر شبی شوهرم یه لحظه اومد منو ببینه و بره .من با اون حال نزارم کشون کشون رفتم ته راهرو .اقایون رو که اجازه نمیدن بیان تو بخش زنان .خلاصه ما رفیتم ته راهرو.
داشتم با همسرم صحبت میکردم که اون دیوونه از ته راهرو داد زد .زود باش بیا چه خبرتونه .نو حق نداری شوهرتو ببینی!!!!!!! حالا توجه کنید که ساعت یک نصف شب بود . همه مادران و بچه ها خواب بودن .اون دیوونه از ته راهرو قسمت پذیرش داد و بیداد میکرد.حالا حسابش کنید حالتون بد باشه یکی هم هی غر غر بکنه .
اخه من نمیدونم این بی سوادا رو کی میذاره سر کار ؟
این قسمتش از همه بدتر بود .بقیه داستان واسه روزای بعدی .
اونایی که ماهواره دارن حتما شبکه فارسی وان رو
ببینند .شاید فیلمی که میخوام در موردش صحبت کنم
به مذاق یه عده ای خوش نیاد .اخه فیلم " ویکتوریا "
دوبله اش اصلا خوب نیست .و دیگه اینکه خیلی غلو
امیز طراحی شده .اشکالی نداره ما به ایناش کاری
نداریم .موضوع فیلم خیلی باحاله .
ویکتوریا داستان زنی به همین نام هست که بعد از ٢۵
سال زندگی زناشویی شوهرش " احساس " میکنه
دیگه از این وضع خسته شده و " هوس " میکنه که
تجدید فراش کنه .و این " حق " رو به خودش میده که
" عاشق " بشه .اونا صاحب سه تا فرزند
هستند .کاری به مشکلاتی که در خلال روند این
داستان به وجود میاد ندارم موضوع اصلی اینه که اونا
قانونی دارند که بعد از طلاق تمامی اموالی که در طول
زندگی مشترک به دست اوردند بین زن و مرد عادلانه
تقسیم میشه .( چیزی که توی ایران تا هراز سال اینده
هم اجرا نخواهد شد .حتی کسی نمیتونه فکرش رو
بکنه چون مردهای " بیچاره " اگه پولشون رو به خانومه
دادن چه جوری با نصف پولشون برن ازدواج
کنن؟
)
اما توی این فیلم باز هم زورگویی و بدجنسی مردان به
نمایش گذاشته شده .اینکه شوهر این خانوم قبل از
طلاق تمامی اموالش رو به جز خونه به نام تنها
دوستش میکنه .و به این ترتیب اون از لحاظ قانونی
همین یه خونه رو داره .( اینجا باید بگم اسمان هر جا
بری همین رنگه .مردای اونجا و اینجا نداره
)
بنابراین تنها خونه به این خانوم بدشانس میرسه .حالا
علت این همه بی رحمی چیه؟
وقتی که این اقا عاشق میشه و میره با یکی
دیگه .خدای مهربون ما ویکتوریا رو فراموش نمیکنه .یه
پسر خوش تیپ و خوش مرام عاشق ویکتوریا میشه .از
اون طرف چون شوهر ویکتوریا رگ غیرتش میزنه بالا
دوست نداره ویکتوریا با مرد دیگه ای باشه .و بدین
ترتیب بی رحمی مردانه اش گل میکنه . اون نامردی رو
در حقش میکنه و تنها به شرطی تمامی اموال رو به
خانومش بر میگردونه که از این پسره دست بکشه .
داستان با حالیه و خیلی تاسف بار . من چون با ردار
هستم شوهرم میگه نگاه نکن .منم که
احساساتییییییییییییییییی
.
حالا یه بار تقی یه توقی خورده و گفتند : بهشت زیر
پای مادران است .مردا باز هم چشم دیدن اینو
ندارن .میگن مگه شماها چیکار کردین ؟
کلا از
نظر مردها ( بلانسبت بعضیهاشون که انگشت
شمارند .فکر کنم دوازده تا باشن " دوازده امام "
) اینکه زن حتی قبول کنه که با هاشون ازدواج
کنه ..اینکه به خوردو خوراک و شکمشون برسه ...اینکه
جلوشون بذارن و از جلوشون بردارن ..اینکه واسشون
بچه تپل مپل بیارن و بزرگشون کنن ...و خیلی چیزای
دیگه ....اینا خیلی به چشم نمیاد و مهم نیست .حتی
این دلایل هم باعث نمیشه بهشت زیر پای ما باشه .
زن اینهمه زحمت میکشه اما قانون ما قانون نیست .نا
عادلانه است .چرا وقتی شوهر یه زن فوت میکنه تنها
یک هشتم مال به اون میرسه و بقیه به بچه ها
میرسه ؟ یعنی " زن " به اندازه یک هشتم ارزش داره
؟ نمیگم ملاک اینه .اما این یکی از بی انصافی هایی
هست که در حق ما میشه .
مردی که چشم چرونه و دنبال زن و دختر مردمه به
اندازه زنی که یکبار عاشق میشه ( توجه کنید فقط
عاشق میشه کار به روابط نا مشروع حتی نمیکشه )
اونقدر مورد توهین قرار نمیگیره .اصلا خیلیها راحت
میگن فلانی ز . ن .ب .ا .ز .ه اما به خانومه هزار جور
تهمت میزنن.
به زنی که شوهرش بهش خیانت کرده میگن اولا تو
بی عرضه بودی و حتما اونجور که باید بهش
نرسیدی .حتما خیلی شلخته بودی .حتما اشپزیت
خوب نبوده .حتما ....
پس تو بساز .تو به خاطر بچه هات بساز .اما به مردی
که زنش بهش خیانت کرده میگن نامردی اگه طلاقش
ندی .همچین زنی رو باید گوش تا گوش برید .
الهی امیدوارم اون مردایی که در حق زناشون ظلم
میکنن هر چه زودتر به انفلوانزای خوکی مبتلا بشن و
بمیرن کلا .....



خب بابا کشتیمونا .خبر خوبم مربوط به خودمه .که ٧ ماه دیگه صاحب یه نی نی میشم .خیالتون راحت شد .حالا از شماها میخوام که چند تا اسم خوب پیشنهاد بدین .اخرش ه نباشه لاریا رو که میشناسین اخرشو بد صدا میزنن .
یکی از همین روزا با یه خبر خوب از راه میرسم .شما رو شاید چندان خوشحال نکنه اما منو خیلی خوشحال میکنه .
١- اونروزا ما دلی داشتیم ........تو سرا ما سری داشتیم .....
٢- قابل توجه خوانندگان محترم و محترمه : مرگم چیه که پسر باشم( که نیستم ) ولی بگم دخترم؟
یلدا خانومی منو نجات بده .اصلا شاید اسم یلدا رو اوردم فکر کنید این فردا میره با یلدا ازدواج میکنه ...
٣- میخواین طرز تهیه چند نوع خورشت رو براتون بنویسم یا اینکه بگم چه جوری میشه بهتر لکه های رو اجاق گاز رو تمیز کرد؟ ( اقایون هر کی بلده دستا بالا )
۴- طرف شعور نداره سلام بلد نیست بکنه میخواد بچه تربیت کنه ....
۵- طرف میخواد بره زن بگیره اول میره تحقیق میکنه ببینه بابای دختره چقدر مایه داره..حالا نگو بابای دختره خسییییییییییس .وقتی اونو گرفت آی حالش گرفته میشه .
۶- دکتر فلانی بهترین دکتره حیفش مشکل اخلاقی داره .....یه بارم در مطبشو تخته کردن اما با چه پارتی بازی دوباره بازش کرد خدا میدونه .....
وقتی یه اشتباهی کردی و میخوای اونو جبران کنی خیلی کار مشکلیه .شاید برا بعضیا مشکل نباشه .یه معذرت خواهی ساده همه چیزو حل کنه .اما بعضی ادما خیلی مشکلند .یعنی به اسونی از کنار همه چیز نمیگذرند .کینه رو به دل میگیرن عین شتر ! اره ! شنیدین میگن کینه شتری داره ! همینه یعنی به اسونی از اشتباه دیگران نمیگذره .کاشکی همه مثل من بودند .اگه ازکسی ناراحت هم بشم شاید یه بار تلافی کنم ( اونم شاید ) اما بعدش سعی میکنم جبرانش کنم .
اما اینجا یه چیزی که هست اینه که تو ناگزیری که باهاش مراوده کنی .ناگزیری که باهاش در ارتباط باشی .و این ارتباط باید هم خوب باشه .و تو سعی میکنی یه جوری اون اشتباهی که در موردش کردی رو از دلش در بیاری .اما.........اینجا رو دیگه نمیتونی ....چرا؟ چون طرفت کینه شتری داره .بابا ....اخه یه بار من اومدم مثلا بهش گفتم تو باید در مورد اون موضوع به منم میگفتی ..حالا اون دیگه تا ابد الدهر تو ذهنشه که این ادمیه که موس موس میکنه .همیشه گله و شکایت داره ...حالا بیا و قسم بخور که اون یه بار اتفاقی بود .سوء تفاهم بود بابا .تو کتش نمیره .حالا هر چی میری خونشون خونت نمیاد .هر چی زنگ میزنی بهت دیگه زنگ نمیزنه .ارتباط شده یه طرفه ...
خب به نظر شما با این ادما باید چیکار کرد؟ چه جوری باهاشون رفتار کنیم ؟ باهاشون بیشتر ارتباط داشته باشیم یا اینکه نه مقابله به مثل کنیم ؟( اگر چه من اهل این حرفا نیستم متاسفانه یا خوشبختانه )